تو رفتی و من آغوشم،
که پر بود از تو شد خالی؛
ستون کردم وجودم رو،
زیر یک سقف پوشالی.
هنوز از یاد تو سبزم،
ولی افسوس تنها شم؛
یه لحظه با تو آبادم،
یه عمری، سرد و متروکم.
تو یادم دادی از غصه،
نمی پرسم، نمی میرم؛
من از آیینه و هق هق،
سراغت رو نمی گیرم.
تو یادم دادی از بارون،
به جز گریه نمی پرسم؛...