حرف اول
خاطرات بی خطر
قصه ی روز واقعه
دلم گرفته بود؛ نه بخاطر اینکه مثلاً کم کم داشت محرم از راه می رسید. الآن که من هستم و شما و این خلوت: این جور حرف ها بیشتر به درد تلویزیون می خورد؛ مخصوصاً آن برنامه هایی که یک مجری می نشیند در دکوری تکراری و با صدایی محزون، شعری را با اشتباه و پس و پیش می...