چوپان قصه ما دروغ گو نبود،تنها بود و از درد تنهایی بود که داد میزد گرگ،گرگ،گرگ آمده
و افسوس که هیچ کس درد تنهایش را نمیفهمید،تنها کسی که فهمید او تنهاست، گرگ بود...
زندگی دفتری از خاطره هاست.
یک نفر در دل شب،یک نفر در دل خاک،
یک نفر همسفر خوشبختی هاست،یک نفر همسفر سختی هاست.
چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد
ما همه همسفر و رهگذریم
آنچه باقیست فقط خاطره هاست
زندگی دفتری از خاطره هاست.
یک نفر در دل شب،یک نفر در دل خاک،
یک نفر همسفر خوشبختی هاست،یک نفر همسفر سختی هاست.
چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد
ما همه همسفر و رهگذریم
آنچه باقیست فقط خاطره هاست