نه نه
قبول کنید شما این وصله ناجور مدیریت را هر جور شده می خواید به من بیچسبونید و من حاضر به قبول نیستم
نه نه
من ناراحت نشدم
من دخالت کرده بودم و دلیلش را هم گفتم که قانون اول فیزیک در ایران هست :دی
دموکراسی یعنی این که دو گرگ و یک گوسفند قرعه بندازن که شام چی بخورن :دی
چه خوش روزي بود روز جدايي
اگر با وي نباشد بي وفايي
اگر چه تلخ باشد فرقت يار
در او شيرين بود اميد ديدار
خوش است اندوه تنهايي كشيدن
اگر باشد اميد بازديدن
چه باشد گر خورم صد سال تيمار
چوبينم دوست را يك روز ديدار...
طلاق هم بخشی از زندگیه
کسی با طلاق نمرده تا حالا
فرنگیس هم وصله چنگیز نبود
من هر کسی را اراده کنم باید سریع طوقش را به دست بگیرم
جالبه ایران عاشق اینا بودم
از این اسنک ها به نظرم خوشمزه تر نبود
اینجا که معدن ایناست اصلا تا حالا یه بارم نخوردم ، حتی میلم هم نمی کشه !
آهان از اون لحاظ
اوههه
کلی گذشته از اون زمون هی سبز شدم هی زرد شدم ( وصله قرمزی نزن که بهم نمی چسبه )
روزگار خوبه
به شدت مشغول به حدی که امروز تازه تو آینه کشف کردم موهام برخلاف تصوراتم مشکی نیست :D
الان دارم هفته ای 3 روز کلاس می رم
جی آر ای که تموم شد رفت
ببین چقدر ازم بی خبری
بی مرام
خدا یه دنیا صبر بده
آره کار خوبی می کنه
لااقل من را بکش که زجر دنیا کمتر بشه فقط مجبور بشه تو رو تحمل کنه :d
اگر می دونستم می کشی همین الان برات دعوت نامه می فرستادم :D
پ ن پ می خواسی قرمز باشم ؟ :d
د ن د
شب تا صبح اینجا
بساط چایی و شیرینی و شب زنده داری به راه می شه :d
الیته امروزم خبر رسید که مامانم نهم می رن بابام بیست و دوم می یان
همش دو هفته می شه :/