زنگ میزنم به مادر همسرم میگم وای مادر جون شرمنده ماکه همیشه مزاحم شما هستیم ولی اگه اجازه بدید این دفعه شرایط جور نیست نمیتونیم بیایم،والا دوستام تماس گرفتن گفتن میخوان بیان خونه ما منم روم نشد بگم جایی دعوتیم،گفتم باز با شما راحتترم،به شما میتونم بگم نه ،ایشاالله اگه اجازه بدید یه فرصت دیگه...