چقدر دزفول شهرم بزرگ شده از خیلی وقته نرفتم یه جاهایی بابام دیشب بردمون یه پارکی تازگیها شاید 1سالی هست درست شده این پارکو تاحالا نرفتم تاحالا همه پارکها رو رفتم اما اینجا واسم خیلی باحال نمیدونم چی بگم که خیلی بهم روحیه داد
نمیدونم از تنهایی
من اینهمه عاشقه تنهاییم نمیدونم چراا دیگه دارم دلشکسته میشم از تنهایی
من چندساله عاشق تنهاییم اما دیگه نمیدونم چرا دلم شکسته از تنهاییی
چه خوشگلن عکسهای پاییزی بابایی
با جمله بابایی احساس صمیمیت میکنم