همینطوری............تو یه تاپیکی با هم شوخی کردیم....... گفتم حقت بود میومدم تو صندلیت آتیشت میزدم ......بعد اومد تو پروفم حرفیدیم در مورد خانوادتون گفت و اعضا رو معرفی کرد..........مرجی هم هست.......مرجی دختر خاله بهنامه
خب هر وقت تونستی اعضا خانوادمون را معرفی کن بهم من فقط با علیرضا و امیر و جاماکا و مرجی و بهزاد آشنایی دارم:)
البته پری هم هست معین هم هست ، باشه حتما خبر میدم:D
پری جونم داداشام اجازه ندادن.........گفتن از دوره مارو باید خط بکشی با این احسان وصلت کنی:cry:
تو آبجی عزیزم هستی ...........دخترم نیستی:w04:ناصر آخرش من از دست تو بی شوهر میمونممممممممممممممممممممممم:crying2::crying:
باشه ، حالا به پری چی بگم..........تو که با پری خوب بودی مشکلی نداشتین با هم:surprised:چی شد یه دفه
اون که به خاطر تو نشست رو صندلی
الان علیرضا هم تو خونواده ما هست آره؟
هیچی فکر کنم یه دعوا تو راه باشه که من ازش بیخبرم
باشه حتما
انشالله میارن آبجیم قبئل میشه
خب یه سری میرن خارج دکترا میگیرن یعد میان به شما که دکترا تو ایران قبول شدین درس میدن
ایشالله تا وقتی که تو تموم کنی ارشدو میارن دکتراشو
نشد میری خارج میگیری و برمیگردی
منم هستم در گیر پایان نامه...........یه 5 روزی نیومدم باشگاه.......بعد حالا امروز از ساعت 8 شب اینجام........الان از کل بچه ها خبر دارم
خوشحالم که تو امدی و حالتو پرسیدم............راستی اون دوستت بهتره.......حالش...
آهان اوکی........بازم تبریک میگم آبجی ایشالله موفق باشی........ایشالله دکتری قبول شی:D
آره تا شروع بشه اسفند میشه
ولی تو بهمن برو تا تو خوابگاه یه اتاق خوب و یه تخت خوب گیرت بیاد
نه نترس...........از چی میترسی.........خدا را داری عمت نباشه.......درست میشه ......همه چی کم کم دست میاد......بترسی...
من خوبم عزیزم ، تو چطوری گلم؟ منم همین طور دلم تنگولید بود
هستم ولی کارام زیاد کمتر میام
خب به سلامتی و خوشی و موفقیت..........
سالم برمیگردی عزیزم بد به دلت راه نده.....خدا با توئه
یعنی الان همون شهر هستی؟
بله خوبم خوشم سلامتم شما چطورید؟:D
بی خبر میگذرونیم ...........هوا عالیه بهتر از این نمیشه یعنی همون جوری من میخوامه:)هوای طرف شما چی؟ بر وفق مراد هست؟