نتایح جستجو

  1. hd_memar

    پستهای قدیمی , تکراری ((در دست بررسی و احیا))

    ممنون این بی امتیازیم بد دردیه;) شرمنده
  2. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شب بخیر مرسی حوش گذشت شاد باشین:smile:
  3. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    تو شهر بازی مشهد یه قوریه گنده داریم که قهوه خونست یاد اون افتادم هر چند هیچ وقت توش نرفتم
  4. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ;)موفق باشی داداشی هااااااا بچه ها با اجازه من کم کم برم لالا
  5. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلامممم وایییییییی عجب قوریی!!
  6. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پس چرا اینجایی برو درستو بخون
  7. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اخ جونننننننن چشم حتما بدو بخواب موفق باشی :gol::gol: توام کوچولووووووووووووووووووووووووووووووووووووویی:child:
  8. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اهههههه امتیازای منم تمومید من متولد 67;) کوچولوام
  9. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    وااااای مرسی عجی استکانی عجب چایی دستت درد نکنه خجالتم دادی ممنون
  10. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی:smile: خواهش می کنم اشکالی نداره من امتیاز دارم;) مرسی خودم می ریزم:gol::gol::gol::gol:زحمت نکشین:redface::redface:
  11. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    راستی مگه می دونی من چند سالمه؟ شاید من ازت بزرگتر باشم
  12. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    امیدوارم تکراری نبوده باشه.
  13. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    برآ ای آفتاب، ای توشه امید! برآ ای خوشه خورشید! چو پا در کام ِ مرگی تند خو دارم، چو دل در جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم، به موج روشنایی شستشو خواهم، ز گل برگِ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم... لبه طلایی خورشید از پشت کوه نمایان شد. آرش در بالا دست، جویباری دید. در آن کوه پر ابهت همه چیز مقدس...
  14. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آخرین فرمان: باید اکنون پهلوانی از شما تیری کند پرتاب گر به نزدیکی فرود آید، مرزهاتان تنگ! خانه هاتان کور! ور بپرّد دور... آه... کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان! شکست چه واژه تلخی بود. آنقدر تلخ که زبانها لحظه ای آنرا نگه نمی داشتند. هر کسی بر زبانش می آورد، دلش پر درد می شد. منوچهر شاه به...
  15. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آرش کمانگیر عمو نوروز سر تا پای خودش را توی آیینه ورانداز کرد. لباسش سبز ِ سبز بود. پر بود از گل های رنگارنگ. سر آستین هایش صورتی بود. به رنگ گل های بهاری. کفش هایش طلایی رنگ بود، شلوار گشادش قهوه ای رنگ. به رنگ خاک نم گرفته. یقه پیراهنش سبز کمرنگ بود. به رنگ جوانه تازه دمیده. اما دلش افسرده...
  16. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    واییییییییییییییییییی عجب شیرینیی
  17. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه داداشی من خبری ندارم چند دقیقه دیگه قصه رو میگم
  18. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چشم داداشی هر چی تو بگی امشب منم یه دونه میگم اینم یه چایی مخصوص واسه قصه گو
  19. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اینم چایی واسه همه
بالا