نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    صندلی داغ : @ RESPINA @

    سلام حمید جان خوبی صندلی داغ خوش میگذره بذار منم یکم اتش رو زیاد تر کنم شاید گرم بشی 1:چرا اومدی صندلی داغ 2:خانومت با اومدن به نت مشکل نداره 3:چند وقت نت استفاده می کنی 4:چقدر نت روزانه مصرف داری 5:ایا فکر میکنی معتاد نت شدی 6:اولین بار توی نت کجا رفتی 7:چت هم میکنی اصلا علاقه داری 8:تاهل بهتر...
  2. محـسن ز

    ترجمه اشعار ترانه و ضرب المثل (زنده شدن تایپک های قدیمی)

    سلام بر همه دوستان این تایپ از ترکیب سه تایپ تشکیل شده است جهت استفاده هرچه بیشتر دوستان گرامی و یادآوری خاطرات دوستان قدیمی امید وارم مورد توجه قرار بگیرد 1:برخی از ضرب المثل های فارسی به همراه ترجمه به انگلیسی شروع تایپ توسط omid akhavan 2:باز سرائی ترانه های دلنشین غیر فارسی شروع تایپ توسط...
  3. محـسن ز

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام تنهایی کجا داری میری یواشکی
  4. محـسن ز

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام شب خوش اهان رویای :confused: حالا چرا رویا تون مردونه هست
  5. محـسن ز

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خانوما چی شده دست جمعی رفتن تو چرت یا خبر یه
  6. محـسن ز

    سلام ابجی کوچکه چه خوب بالا خره این موهارو شونه زدی بافتی

    سلام ابجی کوچکه چه خوب بالا خره این موهارو شونه زدی بافتی
  7. محـسن ز

    فراق یار

    هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر ِ مویی ز سر ِ موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم...
  8. محـسن ز

    كوي دوست

    ای غم بگو با جوانیم چه کردی دارد به دل صد آرزو با جوانیم چه کردی این چنین رها مرا در میان صد بلا تو کردی ای ندیم شبها بال من چو خسته شد چون دلم شکسته شد نشسته‌ام جدا ز دنیا کنون که من در آتشم بیا ببین چه می‌کشم ببین که غم چه کرده با من در دام هجرانم نهادی و گرفتی جوانیم را سر در گریبانم روز...
  9. محـسن ز

    ترانه ها و تصنیف ها...

    وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب خاکستر میشه حریر مهتاب از رفتنت من پر میشم از شب شب دلهره شب اضطراب وقتی تو نیستی دنیا شب میشه شب از دل من شب تا همیشه بی تو هر نفس تکرار ترسه لحظه لحظه نیست نبض تشویشه بي تو نه صدا مونده نه آواز نه اشک غزل نه ناله ساز بالی اگه هست از جنس کوهه از...
  10. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    من گه ملول گشتمی از نفس فرشتگان قیل م مقال عالمی میکشم از برای تو
  11. محـسن ز

    سلام نسیم جان خوبی خوشحالم از دیدنت یادی از دوستان قدیمی بکن میبینم روزه سکوت گرفتی

    سلام نسیم جان خوبی خوشحالم از دیدنت یادی از دوستان قدیمی بکن میبینم روزه سکوت گرفتی
  12. محـسن ز

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام تنهایی جان حالا تو که زودتر از همه اومدی چایی رو اماده کردی یه چایی به این پیرمرد هم بده خیلی خسته ام
  13. محـسن ز

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا زان طلعت شاهانه زان...
  14. محـسن ز

    فراق یار

    ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو...
  15. محـسن ز

    خوبه پس یه کار مفید انجام میدی انشالله که موفق باشی منم معتادم دیگه هر شب تا این موقع هستم شبت...

    خوبه پس یه کار مفید انجام میدی انشالله که موفق باشی منم معتادم دیگه هر شب تا این موقع هستم شبت بخیر درپناه خدا
  16. محـسن ز

    سلام رها عیدت مبارک تو این موقع شب اینجا چکار میکنی

    سلام رها عیدت مبارک تو این موقع شب اینجا چکار میکنی
  17. محـسن ز

    غزل و قصیده

    ز لعل عیسویان قصه مسیحا پرس ز چین زلف بتان معنی چلیپا پرس اگر ملالتت از سرگذشت ما نبود سرشک ما نگر و ماجرای دریا پرس دل شکسته مجنون ز زلف لیلی جوی حدیث مستی وامق ز چشم عذرا پرس بهای یوسف کنعان اگر نمی‌دانی عزیز من برو از دیده‌ی زلیخا پرس حکایت لب شکر فشان ز من بشنو حلاوت شکر از طوطی شکر خا پرس...
  18. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    نازار دلی که در میانش باشی معشوقه پیدا و نهانش باشی
  19. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ما بیغمان مست که دل از دست داده ایم همراز عشق و همنفس جام و باده ایم
  20. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دردا و حسرتا که عنانم زدست رفت دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
بالا