قصه ی غربت و سرگردونیامو
برای پنجره ها زمزمه کردم
هر نفس با شبای ابری و دلتنگ
غصه هام و بی صدا زمزمه کردم
دنبال یه نیمه ی گمشده بود
که با هم یه سیب کامل و بسازیم
دنبال حریفی بودم که من و اون
زندگی مون و به پای هم ببازیم
گشتن و گشتن و تا همیشه گشتن
به همه پنجره ها سرک کشیدن
قصه ی من و تو مثل...