ماه من غصه چرا؟!
آسمان را بنگر،که هنوز،بعدصدهاشب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر ازمهر،به ما می خندد !
یا زمینی را که،دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شدو
نفسی از سر امیدکشید
و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید
زیرپاهایمان ریخت
تابگویند که هنوز،پرامنیت احساس خداست...