امروز از یه برج رفتم بالا تو واحد منم که از ارتفاع می ترسم داشتم میمردم پایینو نیگاه کردم دیوونه شدم.از ترس غالب تهی کردم. پله هام داغ بودن کل کف دستام سوخت.الانم می سوزه.دستمم ول می کردم سقوط از ارتفاع 30 متری حالا مبپی فهمم پدرم چقدر سخت منو بزرگ کرده. یه لقمه نون حلال در اوردن خیلی سخته