ولی در محاقل نقل شده که شخص خواهنده به طرزی مشکوک از باشگاه ناپدید و تاکنون خبری از آن نشده
البته روایت زیاده ولی این به منبع نزدیک تر بود
دیگه خود دانید
فقط واسه اطلاع گفتم :d
خوابای کابوسی ببینید :d
مگر من اجازه دادم سوال بپرسید ؟ سوال فقط در تاپیک غش غش غش
504 اسم کتابه البته الان در این فکر بودم که فکرکنم اسمش را با اون کتاب زبانه میکس کردم بسکه این زبان را زدم تو سر خودم آخرم به جایی نرسیدم :دی
اسمش 400 قطعه الکترونیکی هست...
مگر تعجب داره !؟
تا حالا مدیر آن ندیدید یا کاربر آن یا من را آن ندیدید ؟ :D
روح نیستم ولی شاید جن باشم ، دوستان می گن البته من خودم مطمئن نیستم در اصلم
God is behind everything but it's depend on you, to make it success or sadness
ممنون
توبه گرگه مرگه
دیروز این موقع ها به خودم می گفتم دیگه عمرا کاری را بزارم واسه ثانیه نود
الان باز وقت دارم و دارم هی این طرف و اون طرف می پلکم :دی
مثلا من خودم با میکرو کار کردم و کامپایلر AVR که زبانش سی هست ، یکی می ره واسه همین میکرو با زبان بیسیک با کامپایلر بسکام می نویسه و ....
تقریبا مثل همون کلاس برنامه نویسی که پاس کردید که توش زبان های مختلف هست و هر کدوم هم توانایی های خودشون را دارن هست
همه اینا هم هیچ امر غیر معقولی نسیت...
2)اونم بر می گرده که چه کار می خواید بکنید
کلا اینا می ره تو رنج پروسسور ها ( یعنی قطعاتی که می تونن پروسه و یا فرآیندی را بنا به برنامه نوشته شده انجام بدن )
پروسسور های مختلفی هست از میکرو ها و پی آی سی ها و غیره گرفته تا پی ال سی های صنعتی واسه این که یه کم دستتون بیاد اینجا یه سری برید یه...
اتفاقا براشون خوبه
باعث می شه خودشونم دست از تنبلی بر دارن و قابلمه به دست بشن :دی
زین اخلاق خوش من هم پدر و هم پسر هر دو آشپز هایی شده بس قابل :D
الکترونیک با مدار های الکتریکی فرق می کنه
چیزی که می خواید یاد بگیرید اگر منظورتون را درست حدس زده باشم بیشتر طراحی مدارهای الکتریکی
که اونم خرجش...
اصلا اوضاعیه
به قول فامیل دور داغون
له له :d
آره دقیقا توفیق اجباری
واسه همه ازدواج توفیق اجباریه
خونواده ما روشن فکرن زیادی ، سر همین تحصیل می شه توفیق اجباری :دی
من برم الان دیگه وارنینگ می گرم :دی
زندگیه ما داریم آخه ! :دی
دقیقا
یعنی من یه ترم بگم می خوام کلاس برندارم ، می گن پس می خوای چه کار کنی ؟
یعنی بازه استراحت واسه اینا تعریف نشده :دی
آره مرتبط با برق
یه دوره هست
با شکنجه روحی
حالا هم که کلاس برنداشتم نه این که می تونستم و برنداشتم ، نه اشتباه نکنید
کلاس مورد نظر ارائه نشده :دی
یعنی با یه دیدی تو مایه های...
27 که میانگین اینجاست :d
زندگی را همون لحظه از دست می دی که راضی بشی به همینی که هستی
دیروز یه ارائه داشتم
مثل همیشه تنبلی کردم و گذاشته بودم همه کار را واسه لحظه اخر
لحظات پایانی دیدم ای وای مدارم جواب نمی ده
پس نه دیگه مدار دارم
نه چیزی دارم که روش ارائه بدم
70 درصد نمره هم شامل همون ارائه و...
توی خانواده ما یه اصلی هست به این عنوان که
ز گهواره تا گور دانش می جویانندنت :دی
نه دانشگاه را همون دو سال پیش تموم کردم منتها چون نمی شه بی دانش سر کرد یه سری دوره های کاری دارم می گذرونم
این تابستون می خوام دیگه واقعا کلاس بر ندارم
حالم بد شد از این همه دانش جویاندن :دی
اتفاقا نتیجه همونی می شه که خود آدم بهش اعتقاد داره
اینو جدی خودم بهش رسیدم
هر موقع یه غذای خیلی ساده درست می کنم ولی از سر انجام و بی حوصله درستش می کنم ، یک چیز بی خودی می شه که خودم هم نمی تونم بخورم ( ولی بیجاره بابام می خورن :دی )
ولی هر موقع چندتا چیز را بر می دارم و با کلی ذوق و شوق و...