داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
داشتم تو پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟ من...
ببخشید اینجا مطرح میکنم
جای دیگه ای نبود
کسی نمیدونه سازه ی این دهنه ها چی میشه
استاد طراحی فنی گفت پوسته کار کن
ولی من نوع اسکلت و جنس پوستشو میخوام بدونم.
ببخشید اینجا مطرح میکنم
جای دیگه ای نبود
کسی نمیدونه سازه ی این دهنه ها چی میشه
استاد طراحی فنی گفت پوسته کار کن
ولی من نوع اسکلت و جنس پوستشو میخوام بدونم.
ببخشید اینجا مطرح میکنم
جای دیگه ای نبود
کسی نمیدونه سازه ی این دهنه ها چی میشه
استاد طراحی فنی گفت پوسته کار کن
ولی من نوع اسکلت و جنس پوستشو میخوام بدونم.
اره دیگه
مامان باباش همش دعوا میکردن
ولی اون بچه بود و کاری نداشت و شاد و خوشحال میدویید.
الان یکم بزرگتر شده و از دعوا های همیشگیه مامان باباش کلافه شده