تارکان دنیا
نور آزارشان می دهد
خوراکشان خاک اره های گرگ و میش
محل حیاتشان برج های کرم-خورده
بیخانمان ها
له می شوند در زیر صخره ها
در درزها و ترک ها
صاف از آن وزنی
که به رویشان غلتیده است
در زمان هایی که به بالا می جهند، بالا به درون سکوت
بالا، بالا به درون سرما
در زمان هایی که خون سفیدشان...