روزی جوانی به خدمت زنو مردی درآمد
درآغاز مرد از جوان پرسید آیا از عهده کارها برمیایی؟
جوان گفت من زمانیکه در روستا بودم صبح تاشب 8 اسب والاغ را نگه داری میکردم شما که دیگه دونفرید :دی
سلام!
ای بابا از وقتی مامدیر شدیم شما روزی یه بار اینو به مامیگی:D
اره, حجمش کمه..این اهنگ یه وبلاگی بود دیدم قشنگه..
نح باید همین الان گوش بدی راهی نداره:دی
فیسبوک نه عضو نیستم.