خونسردی خودمو حفظ کردم از دوستم.پرسیدم. دختره چند چنده با خودش گفت داره بارم سوال ها رو جمع میزنه بعد امتحان به دختره گفتم دفعه بعد هماهنگ کن با ما بابا داشتم سکته میزدم از اون موقع هر وقت کنار هم مینشینیم به هم کلی تقلب میرسونیم دمش گرم 5نمره بهم رسوند