هان املوس صبح دامادم بردس دکتل اما ابسیم میگفت نمیخواد اخه دکملا همس همین دالوهالو میدن اون تکمیله داروخونه با خودس حمل میکنه ولی مامانم ترسیده بودا بعد من به موقع داروهاس داادم یکم سوپم بهس دادام با بابام چاهیم خورد یکم خوابید بیدار سده بود دینه بهتل سده بود کیک که دیده بود شیطونیش گرفته بود...