ارفع کرمانی
ارفع کرمانی
مست می محبتم , می زده از سبوی تو
از همه كس بريده ام , آمده ام به سوی تو
همچو كبوتر حرم , بام به بام می پرم
يا به رهت رود سرم يا برسم به كوی تو
ای همه انتظار من در كفت اختيار من
جوركشی است كار من , يار كشی است خوی تو
نقش زن قضا تويی , جلوه تويی جلا تويی...