نتایح جستجو

  1. نقاب خردادی

    ۱۲٫خدایا:خودخواهی را چندان در من بکش،یا چندان برکش،تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم،و از آن در...

    ۱۲٫خدایا:خودخواهی را چندان در من بکش،یا چندان برکش،تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم،و از آن در رنج نباشم ۱۳٫من دشمن تو و عقاید تو هستم،اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم. ۱۴٫ خدایا:به من توفیق تلاش،در شکست،صبر در نومیدی،رفتن ،بی همراه؛جهاد ، بی سلاح؛کار،بی...
  2. نقاب خردادی

    ٫عشق،حیرت و گریز و بی تابی یک دور افتاده است برای پیوستن. ۲٫هنر اصولا استعدادآدمی است برای تکمیل...

    ٫عشق،حیرت و گریز و بی تابی یک دور افتاده است برای پیوستن. ۲٫هنر اصولا استعدادآدمی است برای تکمیل زندگی مادی ۳٫تنهایی یعنی بی کسی،جدایی یعنی بی اویی،بی او ماندن. بی او ماندن یعنی او را داشتن و به او عشق ورزیدن . ۴٫مسئولیت زاده توانایی نیست،زاده آگاهی است وزاده انسان بودن ۵٫صحیفه،کتاب جهاد در...
  3. نقاب خردادی

    نگو استاد خجالت میکشم

    نگو استاد خجالت میکشم
  4. نقاب خردادی

    ایران-اهواز-دانشجو

    ۳۰ جمله کوتاه از دکتر شریعتی: ۱٫ سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان، اگر بدانی ، خود می توانی نوشت.(مجموعه آثار ۷) ۲٫ جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم.(۱( ۳٫ بشر » یک بودن است و «انسان » یک شدن. ۴٫ مسئولیت زاده توانایی...
  5. نقاب خردادی

    جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم

    جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم
  6. نقاب خردادی

    رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.التماس یک گرگ است! ناله عاجزانه یک شیر! نه…… گریستن...

    رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.التماس یک گرگ است! ناله عاجزانه یک شیر! نه…… گریستن یک مرد………!
  7. نقاب خردادی

    رحمتی کن تا ايمان نام و نان برايم نياورد. § قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ايمانم...

    رحمتی کن تا ايمان نام و نان برايم نياورد. § قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ايمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنيا را ميگيرند و برای دين کار می کنند و نه از آنها که پول دين را ميگيرند و برای دنيا کار ميکنند! § مرا ياری ده تا جامعه ام را بر سه پاية «کتاب، ترازو، آهن» استوار کنم و...
  8. نقاب خردادی

    همین که بهم میگه اسپم نده پسر خوبیه یه کم داغ کرده بود

    همین که بهم میگه اسپم نده پسر خوبیه یه کم داغ کرده بود
  9. نقاب خردادی

    آجی بیخیال

    آجی بیخیال
  10. نقاب خردادی

    neqab.khordadi@yahoo.com

    neqab.khordadi@yahoo.com
  11. نقاب خردادی

    ماری چی داره lol

    ماری چی داره lol
  12. نقاب خردادی

    من برم فلا میام

    من برم فلا میام
  13. نقاب خردادی

    jتازه قلقلکت اومد؟؟؟؟؟؟

    jتازه قلقلکت اومد؟؟؟؟؟؟
  14. نقاب خردادی

    fln bye

    fln bye
  15. نقاب خردادی

    ......

    ......
  16. نقاب خردادی

    اشکمو در آوردیییییییی....خیلی قشنگ هستن e دیگه نمیگم

    اشکمو در آوردیییییییی....خیلی قشنگ هستن e دیگه نمیگم
  17. نقاب خردادی

    هر سلام اغازیست برای زیستن و در عجبم در نماز سلام پایانیست برای خوب زیستن

    هر سلام اغازیست برای زیستن و در عجبم در نماز سلام پایانیست برای خوب زیستن
  18. نقاب خردادی

    ای که همه هستی برا توست،تو خود برای که هستی؟چگونه هستی و نمی پرستی؟ وقتی سنتهای میرنده و عادات...

    ای که همه هستی برا توست،تو خود برای که هستی؟چگونه هستی و نمی پرستی؟ وقتی سنتهای میرنده و عادات گذرنده و بی دوام را با مذهب توجیح می کنند،سنتهای کهنه را نمی توانند به زور مذهب نگاه دارند،اما مذهب را کهنه و میرنده نشان می دهند و همراه سنت از دست می دهند
  19. نقاب خردادی

    نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار...

    نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت نقشبارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
  20. نقاب خردادی

    وحشی ترین « غرور» های پولادین و طوفانی ترین « عصیان » های آتشین ، در اوج صعو دش ، در آخرین نقطه...

    وحشی ترین « غرور» های پولادین و طوفانی ترین « عصیان » های آتشین ، در اوج صعو دش ، در آخرین نقطه جستنش ، فواره ای است که پس از گریختن از تنگنای تاریک جبر ، در جستجوی آرام یافتن ،به دعوت جاذبه ای ، سر فرود می آورد تا خود را در دامان خویشاوندش محو کند و رها گشته از بند هر بیگانگی ، از حیرت دردناک...
بالا