نتایح جستجو

  1. MOΣIN

    :w18:

    :w18:
  2. MOΣIN

    میری؟ شبت بخیر

    میری؟ شبت بخیر
  3. MOΣIN

    زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست ،بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن …

    زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست ،بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن …
  4. MOΣIN

    :smile:چه حرف گوش کن.....

    :smile:چه حرف گوش کن.....
  5. MOΣIN

    از کجا کپی کردی؟

    از کجا کپی کردی؟
  6. MOΣIN

    چه هدفی؟

    چه هدفی؟
  7. MOΣIN

    خب چرا گذاشتی؟....هدفت چیه؟

    خب چرا گذاشتی؟....هدفت چیه؟
  8. MOΣIN

    عجب:smile:....... اینا دارن کامل میشن؟

    عجب:smile:....... اینا دارن کامل میشن؟
  9. MOΣIN

    :w30:

    :w30:
  10. MOΣIN

    :w30:

    :w30:
  11. MOΣIN

    بحث تحمل کردن نیست دوست عزیز! منم خودم خیلی چیزا رو قبول ندارم اما وقتی اکثریت قبول دارن به...

    بحث تحمل کردن نیست دوست عزیز! منم خودم خیلی چیزا رو قبول ندارم اما وقتی اکثریت قبول دارن به خواسته هاشون احترام میزارم اگه قرار باشه هر کس ساز خودشو بزنه!نمیشه حرف مخالفم می پذیرم در صورتی که با سند و مدرک و منطقی حرف بزنه و با خشونت و تعصب نباشه کسی که نمی تونه حرف جمع رو قبول کنه می تونه...
  12. MOΣIN

    سلام...من هنوز شرمنده ی اون تاپیک زدن و وقت گذاشتنتم :w30:

    سلام...من هنوز شرمنده ی اون تاپیک زدن و وقت گذاشتنتم :w30:
  13. MOΣIN

    آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد گفت من گفتش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام...

    آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد گفت من گفتش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام نیست خام را جز آتش هجر و فراق کی پزد کی وا رهاند از نفاق رفت آن مسکین و سالی در سفر در فراق دوست سوزید از شرر پخته گشت آن سوخته پس باز گشت باز گرد خانهٔ همباز گشت حلقه زد بر در بصد ترس و ادب تا بنجهد...
  14. MOΣIN

    آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد گفت من گفتش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام...

    آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد گفت من گفتش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام نیست خام را جز آتش هجر و فراق کی پزد کی وا رهاند از نفاق رفت آن مسکین و سالی در سفر در فراق دوست سوزید از شرر پخته گشت آن سوخته پس باز گشت باز گرد خانهٔ همباز گشت حلقه زد بر در بصد ترس و ادب تا بنجهد...
  15. MOΣIN

    آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد گفت من گفتش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام...

    آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد گفت من گفتش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام نیست خام را جز آتش هجر و فراق کی پزد کی وا رهاند از نفاق رفت آن مسکین و سالی در سفر در فراق دوست سوزید از شرر پخته گشت آن سوخته پس باز گشت باز گرد خانهٔ همباز گشت حلقه زد بر در بصد ترس و ادب تا بنجهد...
  16. MOΣIN

    :w30:

    :w30:
  17. MOΣIN

    مبارکه............

    مبارکه............
  18. MOΣIN

    نیمه ی پرم ببین فعلا

    نیمه ی پرم ببین فعلا
  19. MOΣIN

    :w30: مبارک باشه

    :w30: مبارک باشه
  20. MOΣIN

    چه شوقی داری شبت بخیر

    چه شوقی داری شبت بخیر
بالا