باباکی سیگار کشید. خدایی دعوا نکن دختر اله ولی تا میری دال فکر میکنی اتیش گرفته. دود سیگار مه درست میکنه.
(به کسی نگو ولی اینجا تو خوابگاه تریاکی و بنگی و الی ماشاا.. هم پیدا میشه)
الهی! به حق آنکه تو را هیچ حاجت نیست رحمت کن بر آنکه او را هیچ حجت نیست
الهی! در دل ما جز محبت مکار و بر این جانها جز الطاف و مرحمت مدار و بر این کشت ها جز باران رحمت مبار
الهی! تو بر رحمت خود و من بر حاجت خویش، تو توانگری و من درویش
نه روم نمیشه.یارو یه ور یهور نیگا میکنتم!!!!
انگار چی کارش کردم.
الان میریم عصرا تو اتاق تلویزیون پاتوق میکنیم. 30 نفر که 20 تا دارن سیگار میکشن. بازدهی مخ ما بندگان خدا هم میاد پایین