چشمانم را به انتظار رویا بسته ام...
باز هم سایه...
بارها این سایه را دیده ام!
او اما، از من در گریز است!
دلیلش را نمیدانم!
میکوشم خود تعبیرش کنم!
در میمانم،
چشمانم را بر هم میفشارم و...
خداحافظ
اگه رفتم براي تو بهتره
برو فكر من نباش اما خب يواش يواش
خداحافظ
اگه خواستي كه دلم رو نشكني
پشتتم نگاه نكن به من اعتنا نكن
تو چشام نگاه نكن
هر كي از ياد تو رفت بذار بره
واسه من يه جا بذار نكنه يادت بره...
درعمق چشمان تو چه می گذرد
توکه روحی به وسعت دریا داری
توکه دردوردستها هم مرا ازدعای خیرت بی نصیب نمیگذاری
توکه درکنارت معنای زندگی را فهمیدم.
بایاد تو عاشق بودن راچشیدم.
باتوعاشق بودن را تجربه کردم
پیشانی به...
گاهي از چشم هم مي افتيم، بي آنکه ايستاده باشيم
روي لبه ها يا کسي هل مان داده باشد.
از چشم هم مي افتيم و نه چتر همراهمان هست،
نه کسي آن پائين آغوش باز کرده ما را بگيرد.
از چشم هم مي افتيم و هرچه فکر مي کنيم
يادمان نمي آيد قصد خودکشي...