نتایح جستجو

  1. Ali Talash

    يادداشت هاي يک دختر

    چرا تیکه میندازی ؟؟؟؟؟؟ :( منظورت من که نیستم ؟؟؟ :surprised:
  2. Ali Talash

    يادداشت هاي يک دختر

    دستت درد نکنه خوب شد روشنم کردی داشتم موهامو دستی دستی میکندم. :surprised: مرسی مهندس :gol:
  3. Ali Talash

    قیمت مغز

    نه مثل اینکه مسعود درست میگفت .......... :( تسلیم!!! (پارچه سفید) کی میخوای؟؟؟ اصلا بستنی چی میخوری ؟؟؟ مسعودم باید بیادا من با تو تنها نمیام چون منو تنها گیر میری راجبه بی مغزیه خانوم ها صحبت میکنی منم ممکنه جلوی شما کم بیارم... ماشاالله زبون نیست که!!!!!!!! :smile:
  4. Ali Talash

    يادداشت هاي يک دختر

    موهای منم داره میریزه پس منم زن میخوام...
  5. Ali Talash

    يادداشت هاي يک دختر

    :gol::biggrin::gol::biggrin::gol:
  6. Ali Talash

    تقصير كي هست كه من شوهر نكردم؟

    ببخشید ولی : http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=172775
  7. Ali Talash

    بسيار جالبه

    خدا میدونه ... :smile:
  8. Ali Talash

    خبر ناگهانی یا شایعه(دختر شاه پریون)

    دختر شاه پریون منم خیلی نگرانت بودم اصلا خواب به چشمام نرفته. تموم شب منتظر بودم ازت خبری بشه الان اومدی اینطوری میگی؟؟؟؟؟؟
  9. Ali Talash

    دیدار حضوری اعضای تالار مواد در نمایشگاه کتاب

    این همه رشته ی مخالف چرا ZOOM کردی به من؟؟؟؟؟
  10. Ali Talash

    ( داستانکی از شل سیلور استاین )

    نمیدمنم شاید ............! :gol:
  11. Ali Talash

    ( داستانکی از شل سیلور استاین )

    نه فقط سنشون بالا رفته .... ;)
  12. Ali Talash

    10چیزی که درباره نیوتن نمی دانید

    ;) http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=174291 ;)
  13. Ali Talash

    قیمت مغز

    :D:D:D پس در نتیجه ما بردیم...... :gol::gol:
  14. Ali Talash

    نصف ماه

    هنوز هم بعد از این همه سال چهره ویلان را از یاد نمی برم. در واقع در طول سی سال گذشته همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت می کنم به یاد ویلان می افتم. ویلان پتی اف کارمند دبیرخانه اداره بود، از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی نداشت ویلان اول ماه که حقوق می گرفت و جیبش پر می شد،...
  15. Ali Talash

    داستان هاي كوتاه

    نذر چوپان نذر چوپان چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد. از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت، خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد. ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند. در حال مستاصل شد...
  16. Ali Talash

    داستان هاي كوتاه

    نجار پیر نجار پیر نجار پیری بود که می خواست بازنشسته شود. او به کار فرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذت ببرد. کار فرما از اینکه دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار پیرخواست که به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه...
  17. Ali Talash

    سلام خانوم دیدم چراغ تون روشنه گفتم بیام بگم که 4/2.... ما جلو ایم...

    سلام خانوم دیدم چراغ تون روشنه گفتم بیام بگم که 4/2.... ما جلو ایم http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=1947442#post1947442
بالا