نتایح جستجو

  1. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    یادت هست که می گفتم اگر ترکم کنی روزی تمام عمر خاموشم یادت هست که گفتم هرلحظه صدایت هست در گوشم
  2. RZGH

    نفسم گرفت از این شهر

    نفسم گرفت ازاین شهر................نفسم می گیرد درهوایی که نفس های تونیست.................... اسمون داره روسرم سنگینی می کنه...........................پرم ازپرواز..............................
  3. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    یادت هست که می گفتی اگرازهم جداشیم میمیریم کنون ازهم جداهستیم مامی مانی ومی مانم
  4. RZGH

    با یه صلوات حاضری بزنید به هر نيتي(شفاي مريضان،سلامتي پدرومادرو...)

    اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم
  5. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    نشدازتوبپرسم روزی چراازتونخواستمعشقی ازعمق وجودت عشقی ازحریم روحت
  6. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    روز خوبی داشته باشید می تونه رویا نباشه من وتو یه پنجره گرچه تو این دورو زمون هرکی به فکر خودشه
  7. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    دیو هستندولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند
  8. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    دستم به دست دوست ماندو پایم به پای راه رفت................. من چشم خورده ام
  9. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    خردمی شود............ اعصاب تو........... فنجان چای و.............. می شکندقلب من................. عزیزم این خانه به کمی سکوت نیاز دارد!
  10. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    یک ودو یعنی جابه جا نوشتم:D درانتهای موعظه دیگر مجال درس نیست کافراگرعاشق شودبی پرده مومن می شود
  11. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    یادش به خیر ان روز رفت وبرد قلبم را حلالش باد با کاروان رفتگان می رفت وشوق بازگشتن داشت
  12. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    دستان بی روحش اگرچه جنسی ازسیمان واهن داشت اما نگاهش اشنا بودو................
  13. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    2یاریم کن اشنای این حوالی نیستم 1گم شدم درنقش زیبایی که چشمان توداشت
  14. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    تراچون ساحلی سنگی تجسم می کندامشب براوج برف گیر شانه هایت خیره می مانم تنت مارا اسیرخوان چندم می کندامشب
  15. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    نوبت عاشقی ماست که شب کوتاه است فصل روییدن ما شدکه تبردرراه است
  16. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    رفتی بی توهمدم شب وروز بازاین گریه های پنهانی ست
  17. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم تواوج تردید فقط یه ارزو کرد کاشکی سفر می رسوند مارا به بی نهایت
  18. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    همیشه روی کاغذت مرا سیاه می کشی وباغ راتوخالی ازگل وگیاه می کشی
  19. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    رفتی در حسرت بازگشتن تو یک اسمان اشک ان شب در کوچه پاشیده بودم
  20. RZGH

    مشاعرۀ سنّتی

    ای کاش درچشمانت تردید رادیده بودم یااز روزاول ازعشق ترسیده بودم;)
بالا