چنان غمناک کوچیدی فقط یادت برایم ماند
به روی جاده نمناک نعش چشمهایم ماند
ندانستم که طاعون فراقت کفر آمیز است
میان لحظه های سخت و تکراری خدایم ماند
صدای پای تو پیچیده در گوشم تراوت را
بدنبالت نگاهی کن رحیلت در صدایم ماند
اسیر خاطراتم سیرم از دنیا و ما فیها
نمی دانی بدنبالت نگاه اشتهایم ماند...