نتایح جستجو

  1. naghmeirani

    اولین نظر سنجیِ مسابقۀ ادبیِ 4

    سلام دوستان و همراهانِ گلم.:gol: از همۀ دوستانِ عزیزم که دعوتمو پذیرفتن ؛ در مسابقه شرکت کردن و با همراهیِ قشنگشون منو خوشحال کردن؛ بسیارممنونم. در این مسابقه 40 نفر از عزیزانم شرکت کردن که بالاترین تعداد شرکت کننده در مسابقه هایِ ادبیِ اخیر بود. برایِ ارزش نهادن به زحماتِ شما همراهانِ...
  2. naghmeirani

    مسابقۀ ادبیِ 4

    :gol:...سلام دوستایِ گلم....:gol: روزهایِ آخرِ پاییز بهانه ای شد برایِ آغازِ مسابقۀ ادبیِ 4 عنوانِ مسابقه: شعر یا متنِ ادبیِ کوتاه در موردِ پاییز ( شعر حداکثر سه بیت ، متنِ ادبی حداکثر5 جمله) شما دوستانِ خوبم تا 11دی ماه 91 مهلت دارید که متن یا شعرِ تونو برام خصوصی بفرستید. نوشته ها می...
  3. naghmeirani

    عمر

    با تشکّر از همراهیِ قشنگِ همۀ عزیزانم. موضوعِ مشاعره:عمر. عمر من شد برخی فردای من‌ شد زیان سود من از سودای من‌ سالها رفت و نشد فردا پدید آه ازین فردای ناپیدای من‌ بر امید جنتِ فرداچرا؟ دوزخِ امروزِ شد ماوای من ‌ کام دل فردا بمن بخشد جهان‌ گوئیا فردا بود دنیای من...
  4. naghmeirani

    محمد شمس لنگرودی

    محمدتقی جواهری گیلانی (شمس لنگرودی) (زادهٔ ۲۶ آبان ۱۳۲۹ در لنگرود) شاعر و پژوهشگر معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران است. او فرزند آیت‌الله جعفر شمس لنگرودی است که مدت ۲۵ سال امامت جمعه لنگرود را بر عهده داشت. وی استاد دانشگاه بوده و تاریخ هنر درس داده، و به همراه حافظ موسوی...
  5. naghmeirani

    ؟...ღ...مسابقۀ بیست سئوالیِ ادبی...ღ...؟

    سلام دوستایِ گلم. طبقِ قراری که باهاتون داشتم با همراهیِ شما عزیزانم یه مسابقۀ ادبیِ دیگه رو شروع می کنیم. مسابقۀ بیست سئوالیِ ادبی. قوانینِ مسابقه: 1- موضوعِ مسابقه باید به ادبیات مربوط باشه ، مثلا می تونه اسمِ: یه شاعر، یه نویسنده، یه دیوانِ شعر ، یه کتابِ داستان، آرامگاهِ یکی از بزرگانِ...
  6. naghmeirani

    نظر سنجیِ مسابقۀ ادبیِ 3

    سلام دوستایِ گلم....:gol: نوشته هایِ ارسالیِ شما عزیزان به ترتیب ، با شماره ، با یک رنگ و یک فونت تقدیم میشه. ممنون از همراهیِ زیبایِ شما خوبان.:gol: عزیزان! لطفا به 4 متن از 32 متنِ زیر رای بدین. (لطفا شمارۀ متن ها رو بنویسید) دوستانی که در مسابقه شرکت کردن هم می تونن در نظر سنجی شرکت کنن...
  7. naghmeirani

    🔺️🔻 عکس نوشته ها

  8. naghmeirani

    مسابقۀ ادبیِ 3

    :gol:...سلام دوستایِ گلم....:gol: ::اینم مسابقۀ ادبیِ 3:: احساستونو با دیدنِ این عکس در یک متن ادبی یا شعر بیان کنید. شما دوستانِ خوبم تا آخرِ تیر ماه مهلت دارید که نوشته هاتونو برام به صورت خصوصی بفرستید. نوشته ها می تونه از خودتون یا انتخابی باشه،مهم هماهنگی نوشته با تصویره. بعد از...
  9. naghmeirani

    خنده

    با سلام و تشّکر از همراهیِ زیبایِ دوستایِ گلم: موضوعِ :خنده سپــاســگــزارم خــداي مــن! خنــده را بــراي دهــان او، او را بــه خــاطــر مــن، و مــرا بــه نيــت گــم شــدن آفــريــدي . . . _____________ شمس لنگرودی
  10. naghmeirani

    مهدی فرجی

    دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من...
  11. naghmeirani

    # محمد سلمانی

    آسمان آبی عرفان من چشمانِ توست اختر تابنده کیهان من چشمان توست در حضور چشمهایت عشق معنا می شود اولین درس دبیرستان من چشمان توست در بیابانی که که خورشیدش قیامت می کند سایبانِ ظهر تابستان من چشمان توست در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود بی گمان انگیزة پنهان من چشمان توست من پر از هیچم پر...
  12. naghmeirani

    به نظرِ من ارزشِ ده ها بار خوندنو داره.

    وصیت نامه گابریل گارسیا مارکز گابریل گارسیا مارکز ( gabriel garsia markez ) بزرگترین نویسنده ی کلمبیا و نام‌آورترین نویسنده ی جهان و برنده ی جایزه ادبی نوبل سال 1982 ، خالق صد سال تنهائی ،عشقِ سالهایِ وبا....در ششم ماه مارس 1928 میلادی در دهکده آراکاتاکا در منطقه سانتاماریای کلمبیا...
  13. naghmeirani

    دلنوشته هایِ مهرانِ پیرستانی

    شاعر اينچنين خودش رو معرفي كرده: نام:مهــران پیرستانی جنسیت:مرد موجود بی آزاری هستم ...کار می کنم شعر و قصه می خوانم شعر می نویسم و سیگـــــار میکشم و گاهی که دلم برایت تنگ میشود ...تمام خیابانها را با یادت پیاده می روم! !در شعــرهایم خودم را نقد میکنم تا دیگران ...مرا به نسیه...
  14. naghmeirani

    هما میرافشار

    هما میرافشار در سال 1325 در تهران متولد شد. وی سرودن شعر را در سال های دبیرستان اغاز کرد. چندین سال بعد هما با علی میرافشار ازدواج کرد و بعد از ان نام خانوادگی خود را به میرافشار تغییر داد. هما شعر، عکس، و داستان در یک روزنامه و یک هفته نامه منتشر میکرد. وی دارای دو فرزند است. هما میر...
  15. naghmeirani

    رضا کاظمی

    رضا کاظمی - شاعر و نویسنده معاصر کشورمان است که به قول خودش کوله باری از حرف و دغدغه روی دوشش سنگینی می کند . علاقه مندان داستان هایش او را با داستان های سبک خاص خودش می شناسند؛ چرا که زبان داستان ها شاید به ظاهر کمی پیچیده باشد ولی بسیار ساده و راحت با مخاطب خود ارتباط...
  16. naghmeirani

    **تاکسی نوشته های سروش صحت**داستانهای کوتاه.

    گربه نابغه روی پای خانم مسنی که جلوی تاکسی نشسته بود، سبدی حصیری بود که گربه لاغری وسط آن نشسته بود و به خانم مسن نگاه می کرد. پسربچه یی که با مادرش عقب تاکسی نشسته بود از خانم مسن پرسید «چرا گربه تون اینقدر زشته؟» زن گفت؛ «اینکه خیلی خوشگله، تازه نابغه هم هست.» مادر پسربچه گفت؛...
  17. naghmeirani

    محمد علی بهمنی

    محمدعلی بهمنی در 27 فروردین سال ۱۳۲۱ در شهر دزفول به دنیا آمد. وی دوران کودکی و نوجوانی را در تهران، کرج و بندرعباس گذراند و پس از تحصیلات مقدماتی از زمان کودکی در چاپخانه‌های تهران به کار پرداخت. او در چاپخانه با زنده یاد «فریدون مشیری» که آن روزها مسئول صفحه ادبی هفت‌تار چنگ مجله...
  18. naghmeirani

    پارسی را پاس بداریم.

    هم میهن! آنچه فرهنگ ما را زنده نگاه داشت, زبان مادری مان است پس تلاش کنیم زبان مادری خود را پاس داریم و تا می توانیم از واژه های زبان خودمان بهره ببریم و با آنها گفتگو کنیم و بنویسیم. ای ایرانی, پارسی بگو و پارسی را پاس بدار! زبان مادری ما همچون گنجینه ای از هزاران سال پیش با گذر از جنگها و...
  19. naghmeirani

    آغوش

    با سلام و تشّکر از همراهیِ قشنگِ همۀ دوستایِ گلم: موضوعِ مشاعره:آغوش کم نامه ی خاموش برایم بفرست از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه می شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست جلیل صفربیگی
  20. naghmeirani

    بوسه

    بوسه در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذرگاه آن لبان خموش شعله یی بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی برداشت سایه یی روی سایه یی خم شد در نهانگاه رازپرور شب نفسی روی گونه یی لغزید بوسه...
بالا