بابام همیشه یه خاطره از جوونیاش میگه که یه موتور هوندای خارجی داشتم....بعد وسط خاطره مامانم عصبانی میشه....
آخه دوتایی سوارموتوربودن چادر مامانم گیر میکنه به موتور و تصادف میشه .البته خداروشکر که هیچی نشده بوده...
بعد ازاون دیگه موتور بی موتور.....بای برای همیشه
....