آفرین به سامی فک نمیکردم از این کارها بکنه
شاید یادش رفته واسه تو بگیره:D
مراقبه به سامی گفت برو اونحا بشین گفت تموم شدم اونم برگشو گرفت
برگه منو چرا بگیرن من که جرف نمیزدم آروم داشتم امتحانمو میدادم:دی
باشه بهش میگم .مگه هر وقت میاد سلام میکنه؟!:surprised:
نه اصلا راحت نبود یه چند باری بهمون گیر داد آخرش هم برگه سامی رو گرفت داشت جواب سوال آخری رو بهم میگفتا