طرادهداران
سرگردان بودند
نمىدانستند شب را كجا به سر آرند
و من منزلگاه ِ آخرين را بر ايشان در گشودم
زندهگانى شوربخت بودند و بر ايشان رحمت آوردم
طراده رانم من
يا قابض ِ جان، اگر خوشتر مىداريد.
زمان، نقدينه و سيم ايشان بود
مزد مرا در كيسه داشتند
و نمىدانستند با آن چه بايدشان كرد
در...