تا حالا نه دفتر خاطراتی داشتم نه دست نوشته ای ... هیچ وقت دوست نداشتم چیزی بنویسم ... چیزی که کس دیگه ای بتونه بخونه ... شاید دست نوشته های من فقط چند تا چرا بوده که گاهی از سر غم ... خستگی ... و با دل پر نوشتم اما اونقدر کمرنگ که هیچکس نمی تونست تشخیص بده .
عادت کردم به دردودل نکردن ... اما ...