نتایح جستجو

  1. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
  2. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    ما ز فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست
  3. modir banoo

    سلام ممنون خوبم:gol: شما خوبید؟

    سلام ممنون خوبم:gol: شما خوبید؟
  4. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
  5. modir banoo

    **(( سرآشپزهای جوان ))**

    ممنون عزیزم :gol: فقط یه سوالی برام پیش اومد... این کیک تو قابلمه پف هم می کنه؟ منظورم اینه که طوری پف می کنه که یه دست نشه و اگه بخوایم کیک دوم رو روش بذاریم نشه و مجبور بشیم روشو ببریم؟
  6. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    بودیم و کسی پاس نمی داشت که بودیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم شبت به خیر باران جان:gol:
  7. modir banoo

    [نقد و گفتگو] پیرامون کتاب "زندگی در پیش رو" اثر رومن گاری

    شوخی کردیم بابا:redface: ببخشید:gol: اتفاقا عکست خیلی هم قشنگه، مخصوصا با اون گل هاش فکر کنم پستامون رفت قاطی اسپما:cry:
  8. modir banoo

    [IMG]

    [IMG]
  9. modir banoo

    [IMG]

    [IMG]
  10. modir banoo

    [IMG]

    [IMG]
  11. modir banoo

    [IMG]

    [IMG]
  12. modir banoo

    [IMG]

    [IMG]
  13. modir banoo

    [نقد و گفتگو] پیرامون کتاب "زندگی در پیش رو" اثر رومن گاری

    خداییش تابلو بود پی دی اف نیس، دقت نمی خواست اصن:D
  14. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    در دایره ی قشمت ما نقطه ی تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی جکم آنچه تو فرمایی
  15. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    ای که منعم نمایی از پریشانی دل می کنی از ملامت خنده بر زاری دل
  16. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما من و دل همان که بودیم و تو ان نه ای که بودی
  17. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم با آن همه آزادگی بر زلف او عاشق شدم
  18. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
  19. modir banoo

    مشاعرۀ سنّتی

    نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از حاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت...
  20. modir banoo

    [نقد و گفتگو] پیرامون کتاب "زندگی در پیش رو" اثر رومن گاری

    i am... جان منم بابت عنوان جدیدتون تبریک میگم:gol::gol: این همه طرح روی جلد قشنگ و پر معنا داره این کتاب، اون وقت ایران رو ببینید چی زده!! اصن معنای خاصی نداره...بیشتر یه حس ترسناک رو به ادم القا می کنه! عکس وسطی رو هم همونی که شما دیدیو منم دیدم، اما کسی می تونه بگه طرح روی جلدش مفهومش دقیقا...
بالا