نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است. بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها دلم تنگ است. بیا بنگر چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده درین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این...
  2. محـسن ز

    مشاعره با شعر سعدی

    تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
  3. محـسن ز

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    کار عمر آسان گرفتم کار عشق آسان نشد سر بصحرا نهادم بهردل سامان نشد ناله ازیاد بردم دیگر این دل دل نماند سردو خاموش اوفتادم دیگر این جان جان نماند
  4. محـسن ز

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    روی دیدار توام نیست ، وضو از چه کنم ؟! دیگر این جامه ی صدوصله رفو از چه کنم ؟! قید هستی ، همه جا همره من میآید با چنین نامه سیاهی به تو رو از چه کنم ؟!
  5. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    رابطه ی قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد
  6. محـسن ز

    ممنونم دوست خوبم دست مریزاد خسته نباشی

    ممنونم دوست خوبم دست مریزاد خسته نباشی
  7. محـسن ز

    سلام مریم جان با عرض معذرت من دیشب پیام شما را ندیدم رفته بودم همیشه به من لطف دارید ممنونم

    سلام مریم جان با عرض معذرت من دیشب پیام شما را ندیدم رفته بودم همیشه به من لطف دارید ممنونم
  8. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    با سلام امکان داره بگویید چه جوری ؟همه افراد مثل شما اشعار زنان شاعر را نمی شناسند و بعد شما میخواهید چه مقایسه ای را انجام دهید شعر حافظ و سعدی چندین قرن سینه به سینه در مردم رواج داشته حالا بخواهیم قدیمی ترین شاعر زن را نام ببریم نمیتوان گفت بیش از یک قرن شعرش در میان مردم رواج دارد نمیخوام...
  9. محـسن ز

    [IMG]

    [IMG]
  10. محـسن ز

    ممنونم شب تو هم خوش نغمه جان:gol:

    ممنونم شب تو هم خوش نغمه جان:gol:
  11. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام دوست عزیز با عرض شرمندگی باید بگویم تالار اشعار و صنایع شعری دیگر از نظر مشاعره اشباع شده است فعلا امکان اضافه نموندن مشاعره دیگر را نداریم و اینکه شما میخواهید که مشاعره با اشعار خانوم های شاعره راه بیندازید بعدا وقتی کسی که یک بیت شعر میگذارد از کجا میشود فهمید که این شعر واقعا تعلق به یک...
  12. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    بر ما مگير خورده كه هوشيارنيستيم پابند پند و نكته و تذكارنيستيم يك عمر عاشقيم و ز هر قيدفارغيم تابيدة تنيدة هر تارنيستيم
  13. محـسن ز

    فراق یار

    عاقبت طوطي من لال در آمد از كار چلّه چلچله‌ام كال در آمد از كار وعده‌ام داد شب هجر به پايان برسد وعده يكشبه‌اش سال در آمد از كار خواب ديدم صنمي آب به‌رويم پاشيد وسط معركه غسّال در آمد از كار صاحب كشف و كرامات، شنيدم مشتش عاقبت وا شد و رمّال در آمد از كار دل وامانده چو شاهين قضا...
  14. محـسن ز

    كوي دوست

    شور از پردة عشاق فراري شده است افق آينه ها سخت غباري شده است ما نديديم در اين قريه بجز بارش درد اين چه سيلي است كه يك مرتبه جاري شده است جغد ديروز كه از سايه خود مي ترسيد مير صد قافله باز شكاري شده است آنكه مي گفت به ما ، خير امور اوسطها چند باري است يميني و يساري شده است هر چه...
  15. محـسن ز

    دفتر تالار داستان

    سلام بر ملیسای عزیز پست 47 را بررسی کنید اگر مورد تایید شماست بگوید تا این رمان را تایید کنم شاد و خرم باشید
  16. محـسن ز

    سلام دوست عزیز ممنون از درخواست دوستی شما امیدوارم بتونم دوست خوبی برای شما باشم من هرچی گشتم...

    سلام دوست عزیز ممنون از درخواست دوستی شما امیدوارم بتونم دوست خوبی برای شما باشم من هرچی گشتم چنین جستاری از شما ندیدم میتونم بپرسم در کدام یک از تالار های ادبیات این جستار را ارسال کردید لازم به توضیح هست اطلاعیه تالار را هم مطالعه کنید تا مراحل ارسال جستار جدید را هم بدانید موفق و پیروز باشید
  17. محـسن ز

    [[IMG]

    [[IMG]
  18. محـسن ز

    سلام شب خوش ممنونم دست شما درد نکنه زیبا بود

    سلام شب خوش ممنونم دست شما درد نکنه زیبا بود
  19. محـسن ز

    سلام بر شما خوبی خوش میگذره ممنون من خوبم عکس پروفایلم تازه نیست این پروفایلم که عوض شده بیشتر...

    سلام بر شما خوبی خوش میگذره ممنون من خوبم عکس پروفایلم تازه نیست این پروفایلم که عوض شده بیشتر تو چشم هست
  20. محـسن ز

    ترانه ها و تصنیف ها...

    وقتي كه برگـــــــــی رو زمين می افته حس ميكنم گـــــــــريه ی بی صـــداشو حس ميكنم چی می گذره تو قـلـــبش وقتی می بينه مـــــــــرگ لحظه هاشو آخـــــــــه منم يه برگ خــــــشک و زردم كه بی صدا يـــــه عـــــــــمره گريه كردم وقتی با چشمــــــام می بينم كه يك برگ سيلی بی جا می...
بالا