خدا رحمتش کنه
تنها مرزی که حقیقت دارد مرگ است. از ماورای آن خبر نداریم. اما کسی که مرد، مرده. از سرحد زندگی گذشته است؛
استحاله. شاید حشره ای چسبیده به سقفی – شاید گلی آویخته بر سر شاخه ای. مرزهای دیگر هم در زندگی هستند
اما تاریخ مرزها را محو می کند یا به هم می ریزد. می شود به جای تاریخ گفت...