"دو فنجان دوستي"
استاد كلاس فلسفه در مقابل شاگردان ايستاده بود و
چند چيز هم در مقابلش روي ميز قرار داشت
وقتي كلاس شروع شد، او بدون اينكه حرفي بزند،
يك شيشه بزرگ و خالي مايونز را برداشت و آن را با توپ هي
گلف پر كرد. بعد از شاگردان پرسيد
كه آيا به نظر آنها شيشه پر شده است؟
گفتند:پر...