نتایح جستجو

  1. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  2. fahimeh89

    دل نامه یا نامه دل

    غصه نخــــور اگــــر رفتـ گریـــــــه نکن یکــــ روز چشمــــهآی یکــــ نفر عــــآشقش میکند یکـــــ روز معنی کمـــ محلی را می فهمد یکــــــ روز شکستـ ن را درک میکند آن روز می فــــــهمد آه هـآیی که کشیدی از تـــــه ِ تـــــهِ قلبتـــــ بوده! می فهــــمد شکـــــستـ ن یک آدم تــــآوان سنگینی...
  3. fahimeh89

    معماری با مصالحی از جنس دل

    این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست...
  4. fahimeh89

    رد پای احساس ...

    آهـــــاے غــریـبــــہ... كـــنـارش میـــنشـینـــے و فـقـــط بـا چـنـد آیـــہ قـــــرآن مـحــــرمـش میـشـوے ! و مــــــن،آشـــنـا بــا یـــكـ دنـیــا عشـــــق و حـسـ ـ ـ ـ ـــرت بــــــہ او... نــــامــحـــرمـــــم... .
  5. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  6. fahimeh89

    این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خوندم تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو...

    این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خوندم تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو “عشق” می دیدم تو برای دلم “ور” زدی و من اونو “شور” زدن دلت می دیدم تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها رو”شعر” می دیدم تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم
  7. fahimeh89

    این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خوندم تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو...

    این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خوندم تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو “عشق” می دیدم تو برای دلم “ور” زدی و من اونو “شور” زدن دلت می دیدم تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها رو”شعر” می دیدم تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم
  8. fahimeh89

    معماری با مصالحی از جنس دل

    בلــتــــ تنـڪًـــ یڪـــ نفـــر ڪـــﮧ بــاشـــב! تماґ تلـاشــتــــ را هــمـ ڪـــﮧ بڪـنـے تــا פֿــوش بڪًــذرב ؛ و لـפـظـﮧ اے فرامـوششـ ڪـنے ، فـایـבه نــבارב .... تــو בلتــــ تنـ ـڪًــ اســتـــ בلتــــ بــراے همــاלּ یڪـــ نفــر تنــڪًـــ اســتـــ ! تـــا نیـــایــב ... تــا نبـــاشـــב...
  9. fahimeh89

    چطوری جوون بمونیم؟

    لایک... مرسی عزیزم
  10. fahimeh89

    בلـــَم گرفتــﮧ... از همــﮧ ی بــی تفآوتــی هآ... از همــﮧ فــَرآموشی هآ... از هَمﮧ بــی...

    בلـــَم گرفتــﮧ... از همــﮧ ی بــی تفآوتــی هآ... از همــﮧ فــَرآموشی هآ... از هَمﮧ بــی اعتمــآدی هآ... کــآش معلــمی بود و انشـ ـ ـــآیی مــی خوآســت... "روزگــآر خوב رآ چگونــه مــی گــُذرآنید؟؟؟
  11. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  12. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  13. fahimeh89

    این اولین بار نیــــــست که گـــــــــریه می کنــم امـــــــا.. ایــــــن اولیـــــن بار اســـت...

    این اولین بار نیــــــست که گـــــــــریه می کنــم امـــــــا.. ایــــــن اولیـــــن بار اســـت که گــــــــــریه آرامــــم نمی کــــــند... کاش امشــب مـــاه نمی تابیــــــد من امشــــب حوصـــله ی مــــاه راهـــم ندارم مــــن دلـــــم کـــــــوه میخواهـــــــد تا دردم راتــــاب بیــــاورد...
  14. fahimeh89

    تنم سرد استــــ... ســــــــــرد احساســــاتم ـیخ زده قلبمـــ نمیزنـــدــ مغزـــــــــم فاسد شده...

    تنم سرد استــــ... ســــــــــرد احساســــاتم ـیخ زده قلبمـــ نمیزنـــدــ مغزـــــــــم فاسد شده است فقط نفســـــــــ میــــــــــکشم فقط اکسیـــــــــــژن هوا را حرام میــــــــــکنم در خـــــــــاک به سر بردن میان کـــــــــرم ها برایم ارزششــــــ بیشتر است دیگر از زندگی کردن در کنار چیز...
  15. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  16. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  17. fahimeh89

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    حکایت بهلول و آب انگور حکایت بهلول و آب انگور روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور...
  18. fahimeh89

    معماری با مصالحی از جنس دل

    نمیخوام باور کنم که ندارمت..... من تو رابه دلم قول داده ام, نگذاربدقول شوم…
  19. fahimeh89

    ღ♥ღ هی فلانی دو سه خطی بنویسღ♥ღ

    این روزها " بی " در من غوغا می کند ! بی کس ، بی مار ، بی زار ، بی چاره ، بی تاب ، بی دار ، بی یار ، بی دل ، بی ریخت ، بی صدا ، بی جان ، بی نوا ، بی حس ، بی عقل ، بی کلام ، بی جواب ، بی هدف ، بی همزبان ... بی تـــــو ، بی تــــــــو ، بی تــــــــــــو ... پ ن : اجازه ... ! اشک سه حرف...
بالا