حتی وقتی دوری از من ..نزدیکم با تو ...
کی مثل من از برکرده رنگ چشماتو
مونده هنوز توی ذهنم تک تک حرفاتو
توی قلبم نمیگره هیچ کسی جاتو
من ارزو دارم که عمرم با تو سر شه
بین منو تو فاصله هر روز کمتر شه ..
یک لحظه دور از تو برام قدر یه ساله ..
با من باش عشقم تا زندگیم زیبا تر شه ...
تو دنیام عشق تو...
حالا که امید بودن تو در کنارم داره میمیره ..
منمو گریه ی ممتد نصفه شبو و دوباره دلم می گیره
حالا که نیستیو بغض گلومو گرفته ...چجوری بشکنمش؟
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره که داره از غصه میمیره..
عذابم میده این جای خالی ..زجر میده این خاطراتو..
فکرم بی تو داغون و خسته است ..
کاش...
عاشق که میشوی
قشنگ میشوی
قشگ مثل روزهایِ آفتابی
روزهایی که آفتاب میآید و هوا برایِ دیدن
داغ میشود
قشنگ مثل وقتی کهمیگویی
گرمم است
بیا بریم طرفِ جایی
کنار چشمهای ، لب دریایی
قشنگ مثل رفتنهای زیر یک درخت
دراز به دراز شدن و
روبه آسمان
بههم نگاه کردن
قشنگ نه مثل وقتی که تو را در ابری...
اندکی غم داشت چشمان تو،
حالا بیشتر زندگی با عشق اینطور است: پرتشویشتر
خویشتنداری و این خوب است اما فکر کن
روزگاری میرسد من با تو قوم و خویشتر…!
گاه با امواج گیسو، گاه با یک طره مو
گاه نیش کوچکی کافیست، گاهی نیشتر
یک نظر گفتند در اسلام تنها جایز است
حیف! با حسرت دلت را میشد از این...
ماه من غصه چرا؟!
آسمان را بنگر،که هنوز،بعدصدهاشب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر ازمهر،به ما می خندد !
یا زمینی را که،دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شدو
نفسی از سر امیدکشید
و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید
زیرپاهایمان ریخت
تابگویند که هنوز،پرامنیت احساس خداست...