حريق دريا رو ببين
ماهي هاي سوخته رو آب
از تاول پوست زمين
گرمي گيره مخمل خواب
شاعر بي چشم و دهان
گم شده در وزن زمان
شاپرک هاي بي غزل
مرثيه گوي عاشقان
هفت شهر عشقت رو بذار
قدم قدم گريه کنم
در اين هواي بي کسي
با دلکم گريه کنم
بذار از اين دنياي بد
دنياي کور نابلد
سفر کنم تا خواب تو
به اعتماد شونه...