نه سازم کوک میمونه، نه کیفم کوکه دور از تو
ديگه عکس شناسنامهم به من مشکوکه دور از تو
به من که بیتو معیوبم، مثِ یه چرخ خیاطی
که سوزن میشکنه دائم، شده یه چرخِ اسقاطی
مثِ یه بطری خالی، رو میز پرتِ یه کافه
کناره مرد تنهایی که دائم رؤیا میبافه
شدم شکل عزاداری واسه یه نعش بیوارث
یا سوزانبان...
خانه ها معطل , کوچه ها عمودی
پرده های سُربی , شیشه های دودی
لحظه ها همه دیر , روزها نفس گیر
هفته ها سرازیر , برج ها صعودی
باز دست رد ها , این نمی شود ها
داد ها , ستد ها , عشق های سودی
اتفاق چشمم ,
ناگزیر
افتاد
تو
در این حوالی
روی داده بودی
...
کاغذی مچاله
یک نشانی از تو
می روم که باشی
آمدم ...
خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما
برای دوستان من عطا فرما :
هزار و سیصد امید
هزار و سیصد و نود بهروزی
هزار و سیصد و نود و سه لبخند زیبا
سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد
[IMG]