هوا طوفانی شد. به قدری که چشم چشم را نمی دید. هر قدر اصرار کردم که نرود فایده نداشت، گفت: نه همین الان باید برم شناسایی.
چند لحظه بعد از رفتنش هوا کاملا صاف شد. با دوربین نگاه می کردم. دیدم وسط کانال عراقی هاست ،یکهو پرید بیرون و دوید به طرف خط خودی!
شمردم حدود 75 خمپاره شصت اطرافش خورد! تا برسه...