نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    تسلی دل خود می‌دهم به ملک محبت گهی به دانه‌ی اشکی، گهی به شعله آهی
  2. محـسن ز

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی نگاه دار دلی را که برده‌ای به نگاهی مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد چه مسجدی چه کنشتی، چه طاعتی چه گناهی مده به دست سپاه فراق ملک دلم را به شکر آن که در اقلیم حسن بر همه شاهی...
  3. محـسن ز

    كوي دوست

    ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر ، شیرازتر دیگران نازند و تو از نازنینان ، نازتر چنگ بردار و شب ما را چراغان کن که نیست چنگی از تو چنگ تر ، یا سازی از تو سازتر قصۀ گیسویت از امواج ِ تحریر ِ قمر هم بلند آوازه تر شد ، هم بلند آوازتر گشته ام دیوان حافظ را ولی بیتی نداشت چون دو ابروی تو از ایجاز ،...
  4. محـسن ز

    اولین نفری میبینم که توی خدمت هست میگه که فعلا بد نمیگذره خوبه عالی اموزشی رو تموم کردی

    اولین نفری میبینم که توی خدمت هست میگه که فعلا بد نمیگذره خوبه عالی اموزشی رو تموم کردی
  5. محـسن ز

    مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا جان...

    مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که سرمست نه‌ای رو که از این دست نه‌ای رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم...
  6. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    خیلی خوش امدید ولی مثل اینکه شانس نداشتید هنوز نرسیده مقدمتان گلباران نشده مرخص شدین انشالله که امدین در خدمتیم
  7. محـسن ز

    خوبه بازم راحتی حتما صبح میری تا عصر خیلی بهتراز ارتش هست دوران خوبیه قدرش رو بدون میدونم الان...

    خوبه بازم راحتی حتما صبح میری تا عصر خیلی بهتراز ارتش هست دوران خوبیه قدرش رو بدون میدونم الان براممیخندی ولی بعد که تموم شد میفهمی خوب بوده
  8. محـسن ز

    کاش در رهگذر آینه ها سنگ نبود و رگ عاطفه ها بستر نیرنگ نبود کاش بین دل ما و تو نفس گم میشد پای...

    کاش در رهگذر آینه ها سنگ نبود و رگ عاطفه ها بستر نیرنگ نبود کاش بین دل ما و تو نفس گم میشد پای این فاصله سائیده به فرسنگ نبود کاش آویز ترازوی عدالت روزی پاره میگشت و به میخ ستم آونگ نبود کاش در حنجره ها جرات فریادی بود حلق فریاد گر داد چنین تنگ نبود کاش در ذائقه ذهن شماتت کاران زخم تهمت...
  9. محـسن ز

    كوي دوست

    کاش در رهگذر آینه ها سنگ نبود و رگ عاطفه ها بستر نیرنگ نبود کاش بین دل ما و تو نفس گم میشد پای این فاصله سائیده به فرسنگ نبود کاش آویز ترازوی عدالت روزی پاره میگشت و به میخ ستم آونگ نبود کاش در حنجره ها جرات فریادی بود حلق فریاد گر داد چنین تنگ نبود کاش در ذائقه ذهن شماتت کاران زخم تهمت...
  10. محـسن ز

    کودکانه ها...

    میهن خویش را کنیم آباد سر زد از پشت ابرها خورشید باغ و بستان دوباره زیبا شد فصل سرما و برف و باد گذشت موقع گردش و تماشا شد در چمن بر درخت گل بلبل وه چه شیرین ترانه ای دارد هست خشنود و شادمان زیرا وطنی ، آشیانه ای دارد کودکان این زمین و آب و هوا این درختان که پرگل و زیباست باغ و...
  11. محـسن ز

    کودکانه ها...

    ماه های سال فصل بهار فروردین ماه گل ها دنیا دارد تماشا اردی بهشت از سبزه زیبا می گردد صحرا خرداد آید پیاپی میوه های گوارا فصل تابستان تیر آرد با خود گرما گرمک می گردد پیدا مرداد از هندوانه پر می شود همه جا شهریور آرد انگور با خوشه های زیبا فصل پائیز مهر آرد برگ ریزان کم کم می...
  12. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    من آن خزان زده برگم كه باغبان طبيعت برون فكنده ز باغم به جرم چهره زردم
  13. محـسن ز

    ممنونم خیلی زیبا بود دست شما درد نکنه

    ممنونم خیلی زیبا بود دست شما درد نکنه
  14. محـسن ز

    اخییییی کجا خدمت میکنی همون بوشهر کدوم یگان

    اخییییی کجا خدمت میکنی همون بوشهر کدوم یگان
  15. محـسن ز

    سلام سرمد عزیز ممنون خوبم تو خوبی چه خبر

    سلام سرمد عزیز ممنون خوبم تو خوبی چه خبر
  16. محـسن ز

    جرات داری این جوری توی ادبیات شعر بذاری عصر تون بخیر درسای خوبی بخونی بدرود

    جرات داری این جوری توی ادبیات شعر بذاری عصر تون بخیر درسای خوبی بخونی بدرود
  17. محـسن ز

    برمنکرش لعنت شکلک دماغ باز این بنده خدارو گذاشتی تو تحریم هنوز حیران توست توی کتابخونه

    برمنکرش لعنت شکلک دماغ باز این بنده خدارو گذاشتی تو تحریم هنوز حیران توست توی کتابخونه
  18. محـسن ز

    اره میشناسم سایت رو خیلی جالبه فکر کنم خودت خیلی وقت پیش توی تالار ادبیات گذاشته بودی لینکش رو...

    اره میشناسم سایت رو خیلی جالبه فکر کنم خودت خیلی وقت پیش توی تالار ادبیات گذاشته بودی لینکش رو ولی کلا من تایپ انگلیسی ام خوب نیست تا بتونم فارسی تایپ میکنم مگر اینکه به شرایط تو گرفتار بشم اون موقع مجبورم یاد بگیرم
  19. محـسن ز

    اره دیگه اگه بخوای با این مشاعره کنی خودم اخراج میکنم به دلیل دست بردن در اشعار بزرگان ما که...

    اره دیگه اگه بخوای با این مشاعره کنی خودم اخراج میکنم به دلیل دست بردن در اشعار بزرگان ما که بیسواتیم نمیدونیم بهنویس چیه ولی جالبه خداروشکر ما که اصلا توی کار فینگلیس نیستیم خواهش میکنم
  20. محـسن ز

    پس با چی فارسی نوشتی یاد اون جک افتادم که راننده تاکسی میگه اقا دستتون لای درب نره اقاهه میگه...

    پس با چی فارسی نوشتی یاد اون جک افتادم که راننده تاکسی میگه اقا دستتون لای درب نره اقاهه میگه ممنون سرتون لای درب نره حالا چه ربطی داشت خودمم نمیدونم دی
بالا