تا حالا شده يه هو تو جمع احساس تنهايی بياد سراغت؟؟...يه جوری احساس تنهايی کنی؟؟...دلت بخواد سرتو بزاری رو شونه ی يک و زار زار گريه کنی؟؟..تا حالا شده احساس کنی بار غمت اونقدر سنگينه که هيچ موجود فانی ديگه نمی تونه تحملش کنه؟؟...
اگه تا حالا اين احساس ها سراغت نيومدن، آرزو می کنم هيچوقت سراغت نيان...
وقتی تو عالم بچه گی نرسیده به بلوغ درست وسط جاده ی زندگی از همه فراز و نشیب هاش و پیچ و خماش خسته می شی و دلت می خوادیه گوشه بشینی و دیگه بلند نشی.....درست همون موقع است که یه قریبه از راه می رسه و دستتو می گیره تا به خیال خودت بلندت کنه.....توی از همه جا بی خبر نمی دونی اونم اومده تا به بهونه ی...
باباهرسال تو یه کشور کنفرانس داندانپزشک هاست امسالم می خوان برن فرانسه و ایتالیا..
پارسال آلمان بود ساله پیششم انگلیس بود..
من نمی تونم برم چون دعوت نامه فقط مخصوصه اوناست..
هرسالم می گن امسال ساله آخره...
اه ... خیلی دلم گرفته...
با عید امسال دقیقا 3 عید متوالی که اونا منو تنها میذارن و می رن..خوب منم دل دارم جیزی نمی گم چون دوست ندارم ناراحتشون کنم...چون دوست ندارم این 1 روزه که میرن همش حواصشون پیشه من باشه...
خوب منم عین بقیه دوست دارم این چند روز تعطیلیه پیش هم باشیم دیگه روزای معمولی که سره کارن روزهای تعطیلی هم من...