دیشب خونه یکی از اقوام بعد افطار ظرفا رو تو حیاط شستیم همه میگفتن ای بابا چقد هوا گرمه چی می شد مثلا بارون بیاد منم درجهت اجابت آرزوشون شلنگ برداشتم گرفتم تو هوا خلاصه همه خیس شدن بهشون گفتم اینم از آرزوتون که براورده شد:biggrin:
نتیجه این شد که پرت شدم تو حوض و مجبور شدم تمام مدت تو حیاط...