يه بار زنگ ميزدم به خونه دوستم اشغال بود چند بار گرفتم بعد قط كردم بعد چند مين تا گوشي رو برداشتم تكرارو زدم بوق نخورده يه پسره گفت الوو...سلام احوالپرسي كردم گفتم سميرا هست؟ گفت ببخشيد من با آقا...(داداشم) كار داشتم...نگو هم زمان كه اون شماره خونه رو گرفته منم شماره دوستمو گرفتم و...داشتم...