نتایح جستجو

  1. Mitra_Galaxy

    مرسي نغمه جونم :heart: وااااااااااااااااااااااااااي خيلي دلم مي خواد الان لپ اين تفلو ها رو...

    مرسي نغمه جونم :heart: وااااااااااااااااااااااااااي خيلي دلم مي خواد الان لپ اين تفلو ها رو محکم بکشم :D حيف که الان خواهر زادم خوابه :w36: [IMG]
  2. Mitra_Galaxy

    Eeeeee :huh: عجب ! خوب شد گفتيااااااا عذاب وجدان گرفته بودم:lol: اين بچه ها هم عجب کارهايي مي...

    Eeeeee :huh: عجب ! خوب شد گفتيااااااا عذاب وجدان گرفته بودم:lol: اين بچه ها هم عجب کارهايي مي کنن :w05: خب حالا اشکال نداره شايد من تير ماه نتونم بيام نت ... تبريک منو از الان براي 3ماه ديگه قبول کن :w36: شب تو هم خوش عزيزم ... :heart: [IMG]
  3. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  4. Mitra_Galaxy

    خواهش مي کنم مرضيه جونم :w38: فقط تو رو خدا به خاطر تولدت منو ببخش، خيلي دير شد ...:( [IMG]

    خواهش مي کنم مرضيه جونم :w38: فقط تو رو خدا به خاطر تولدت منو ببخش، خيلي دير شد ...:( [IMG]
  5. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    مست گشتم ز لطف دشنامش یارب ان می بهست یا جامش عنبرش خلق و زلف هم خلقش حسنش نام و روی هم نامش
  6. Mitra_Galaxy

    وااااااااااااااااااس مرسي آبجي نغمه ... من عاشق ني ني هاي خوشمل و تفلويم :D [IMG]

    وااااااااااااااااااس مرسي آبجي نغمه ... من عاشق ني ني هاي خوشمل و تفلويم :D [IMG]
  7. Mitra_Galaxy

    گفتگوهای تنهایی

    (( در این خشکسالی به باران نگاهی نکن به اندوه خشک بیابان نگاهی نکن اگر تاول و داغ دارد تنم ... بگذریم اگر من ، اگر تب ، به هذیان نگاهی نکن تن کوچه ها را از آن پس لباسی نپوش سراپا اگر هست عریان نگاهی نکن من و این خیابان و چندین بغل هرزگی به این هرزه های خیابان نگاهی نکن در این بین اگر نسبتی با تو...
  8. Mitra_Galaxy

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    (( من و لحظه ی لمس دستان تو ببخشید دستم به دامان تو !!! خدا می نشیند نگاهت کند خدا هم در این لحظه قربان تو من و هر چه معبد که در مشرق است و کفری که دارد مسلمان تو ، قسم میخورم بعد از این منتفی است سفر ، سرزمین های بد . . . جان تو!!! به شیطان بگو گم شود بعد از این خودم میشوم ، چونکه شیطان تو ...
  9. Mitra_Galaxy

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    سپاسگزار ايوان پترويچ يك بسته اسكناس به طرف ميشابوبوف ، منشي و قوم و خويش دور خود ، دراز كرد و گفت: ــ بگير! اين سيصد روبل ، مال تو! برش دار! … مال خودت … نمي خواستم بدهم اما … چه كنم؟ بگيرش … فراموش نكن كه اين ، براي آخرين دفعه است … بايد ممنون زنم باشي … اگر اصرار او نبود ، غير ممكن بود …...
  10. Mitra_Galaxy

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    به اقتضاي زمان زن و مردي جوان ، در اتاق پذيرايي كه كاغذ ديواري آن به رنگ آبي آسماني بود ، دل داده و قلوه گرفته بودند. مرد خوش قيافه ، جلو دختر جوان زانو زده بود و قسم مي خورد: ــ بدون شما عزيزم ، نمي توانم زندگي كنم! قسم مي خورم كه اين عين حقيقت است! و همچنانكه به سنگيني نفس مي زد ، ادامه داد...
  11. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  12. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت ...
  13. Mitra_Galaxy

    :heart:مرسي نغمه جونم :heart:

    :heart:مرسي نغمه جونم :heart:
  14. Mitra_Galaxy

    تقدیم به وطنم . . .

    وطن يعني ... وطن يعني ... وطن یعنی همه آب و همه خاک وطن یعنی همه عشق و همه پاک به گاه شیرخواری گاهواره به روز و درد پیری ، عین چاره وطن یعنی پدر ، مادر ، نیاکان به خون و خاک بستن عهد و پیمان وطن یعنی هویت ، اصل ، ریشه سرآغاز و سرانجام همیشه وطن یعنی محبت ، مهربانی نثار هر که دانی و ندانی وطن...
  15. Mitra_Galaxy

    مرسي رها جونم ... [IMG]

    مرسي رها جونم ... [IMG]
  16. Mitra_Galaxy

    داستان هاي كوتاه

    ناکامي ... ناکامي ... ايليا سرگي يويچ پپلف و همسرش كلئوپاترا پترونا ، پشت در اتاق ،‌ گوش ايستاده و حريصانه سرگرم استراق سمع بودند. از قرار معلوم در پس در اتاق پذيرايي كوچكشان دو نفر به هم اظهار عشق ميكردند. « اظهار كنندگان » عبارت بودند از ناتاشنكا دختر آقاي پپلف و شچوپكين دبير آموزشگاه...
  17. Mitra_Galaxy

    سلام رها جون گل خودم ... خوبي خانمي ؟ خواهش مي کنم عزيز دلم :gol:

    سلام رها جون گل خودم ... خوبي خانمي ؟ خواهش مي کنم عزيز دلم :gol:
  18. Mitra_Galaxy

    شعر نو

    مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک کلام از نگاه تو شکل می بندد خوشا نظربازیا که تو آغاز می کنی پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست که آزادی را بر لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب می کند ورنه این ستاره بازی حاشا چیزی بدهکار...
  19. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    لب به هر جام برم سم بمذاقم ریزد دایه داده است از این دست مگر شیر مرا بزمان خندم و پیكان هدر گشته ی او این كماندار كه پنداشته نخجیر مرا...
بالا