داستان عطا: عطا دو روزه رفته که عیال مربوطه رو از خونه باباش بیاره..ولی عیال عطا رو تحویل نگرفته.
عطا هم زیر پنجره نشسته داره ویالون میزنه تا شاید دل خانوم به رحم بیاد.....
عطا::cry:
ما::D
هر چی دلت میخواد بذار
اولش اخطار میدن
بعدش اخاطر میدنو به راه راست هدایتت میکنن:D
اگه هدایت نشدی و راه جهنمو در پیش گرفتای باز دوباره اخطار میدن...
در کل بذار اخطار بدن تا پوست کلف بشه.;)
بعدش ک خوب عکس بازیاتو کردی دیگه به راه راس هدایت شو .و بشو بنده پاک
آرزو میکنم تو جیب لباست پول پیدا کنی
آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشی و هیچ اسمی ازش نمی دونی رو یهو یه جایی پیدا کنی
آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن تو اتفاقی رد بشی و بشنوی
آرزو میکنم اونقدر بخندی،بخندی که از چشات اشک بیاد
آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری یه...