چیه، هنوز خواب می آد؟!
سرم را بعلامت منفی تکان دادم و تا خواستم حرفی بزنم گفت:
- من توی شرکت بودم ، تو منو ندیدی!
از اینکه دستم می انداخت حرصم گرفت .
- بله می دونم که توی شرکت بودی، ولی کجا؟اصلا چرا جواب من رو ندادی؟
از لحن نیمه عصبی من به قهقهه خندید وسپس با نگاهی خیره و بی طاقت گفت:
- شیدا! ای...