دلبری دارم که از گل بهتر است
صورتش از برگ گل نازکتر است
گفتمش رویت ببوسم یا لبت
گفت عاشق هر کدام شیرین تر است
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
خسته از بوسیدن پیوسته شد
خواست تا لب بر شکایت وا کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد
دلبری دارم که از گل بهتر است
صورتش از برگ گل نازکتر است
گفتمش رویت ببوسم یا لبت
گفت عاشق هر کدام شیرین تر است
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
خسته از بوسیدن پیوسته شد
خواست تا لب بر شکایت وا کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد