من صدای هلهله، همهمه و گریههای رفتن کاروان شقایقها را نشنیدهام ....
من، غم آواز مردان مرگ آفرین و فریاد شعلهور آنان را نشنیدهام ...
من، به دنبال نشان سرخ شمایم .
من غمی بزرگ را در دل تسلی میدهم .
غم نبودن با شما، دوری از شما و غربت شما ....
اي شقايقهاي آتش گرفته دل ما شقايقي ست که...