جنگل جاري
در اين حريم شبانه ستم گرفته
در اين شب خوف و خاكستر كه غم گرفته
رفيق روزان روشن رهايي من
ستارهها را صدا بزن دلم گرفته
قامت ياران از تبرداران اگر شكسته
جنگل جاري رو به بيداري به گـل نشسته
بهار من
رو به بيداري جنگل جاري جوانه بسته
ستاره سوسو نميزند اگرچه بر من
رفيق شبهاي بيكسي...